طرح تعیین تکلیف استخدام معلمین حق التدریس وآموزشیاران نهضت سواد آموزی در وزارت آموزش و پرورش پس از طی کردن فراز و نشیب های فراوان اکنون وارد آخرین مرحله یعنی مرحله ی اجراشده است.
طیف وسیعی از معلمانی که امروز به انتظار نشسته اند تا دستور العمل وزارت آموزش و پرورش بر مصوبه ی مذکور را ببییند در سال 1383 و زمانی که با طرحی مشابه چهل هزار معلم حق التدریس به استخدام در آمدند کمتر از دو سال سابقه داشتند و در آن ایام هیچ امیدی برای استخدامشان وجود نداشت ،تنها امیدشان به آینده بودو به این که با روی کار آمدن دولت نهم و معرفی وزیر جدید شاید همای سعادت نیزبر دوش آن ها بنشیند اما این امید خیلی زود رنگ باخت و به یاس تبدیل شد. با آغاز سال تحصیلی 85-84 و در بسیاری از استان ها ی کشور به بهانه ی آن که با رسمی شدن چهل هزار نفر ،دیگر به معلمان حق التدریس نیازنداریم از دادن کلاس به حق التدریسی ها ممانعت می کردند و این در حالی بود که بسیاری از مدارس سال تحصیلی را با کمبود معلم آغاز کرده بودند.
در آن سال و برای اولین بار به منظور احقاق حقّ خود راهی تهران شدیم و جلوی درب مجلس تحصن کردیم
این تحصن ثمر بخش واقع شد، فشار نمایندگان به وزارتخانه ((که اتفاقاً آن روزها هم با سرپرست اداره می شد))و متعاقب آن بخش نامه ی وزارتخانه به سازمان های تابعه منجر به این شد که معلمین در بازگشت به شهرهایشان ابلاغ دریافت کنند و در کلاس حاضر شوند.
با روی کار آمدن فرشیدی به عنوان وزیر آموزش و پرورش در دولت نهم نه تنها تغییری در وضعیت معلمان حق التدریس ایجاد نشد بلکه ایشان با جذب مجدد نیروهای حق التدریس و نادیده گرفتن قانون مجلس مبنی بر عدم جذب نیروی حق التدریس جدید به شکل گیری بحرانی دست زد که بعدها خود آقایان از آن به عنوان نیروی مازاد یاد کردند؛ البته کار فرشیدی به این جا ختم نشد و شاهکار این وزیر استخدام پیمانی ده ها هزار نیرو خارج از بدنه ی وزارتخانه به عنوان معلم بود، در حالی که آقای وزیر می توانست معلمان حق التدریس ورودی 80 و 81 و ماقبل آن را که از قافله ی استخدام جا مانده بودند به استخدام پیمانی در بیاورد.
دوران وزارت فرشیدی با استفعا ،استیضاح ونهایتاً برکناری توسط رییس جمهورخاتمه یافت .
و نابغه ای دیگر وزارتخانه را تحویل گرفت . علی احمدی که معلمان حق التدریس رابا اورانیوم غنی شده اشتباه گرفته بود در نطقی تاریخی اظهار داشت که استخدام نیروهای حق التدریس منجر به انفجار آموزش و پرورش خواهد شد.
هنر این وزیر نیز ارائه ی بخش نامه ای تحت عنوان طرح ساماندهی نیروی انسانی 1 و 2 بود طرحی که باعث محروم شدن بخش وسیعی از دانش آموزان روستایی از تحصیل بود.اکثر مدارس روستایی منحل شدو بسیاری از مدارس 2 شیفته 1 شیفته شد تا کلاس های درس از 24 نفر به 40 نفر افزایش یابد و معلم به جای تدریس در این کلاس ها تبدیل به مبصر شود!
زمانی که معلمان حق التدریس از وزیر ناامید شدند دست به دامن نماینده ها گردیدند.
نماینده ها هم مدام مصاحبه کردند،وعده و وعید دادند تا بالاخره با پیشنهاد 38 نفر از نمایندگان فوریت این طرح در جلسه ی علنی روز چهارشنبه20/06/87 مطرح شد که فوریت آن به تصویب رسید و به کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس جهت انجام کار کارشناسی سپرده شد.
ثانیه شماری آغاز شد اما به غیر از مصاحبه های ضد و نقیض اعضای کمیسیون و سایر نمایندگان هیچ خبری دیگری نشد .
مرکز پژوهش های مجلس پس از گزارش اولیه کمیسیون به این مرکز و با اظها ر نظر خود در تاریخ 25/08/87 این طرح را از بیخ و بن رد و خواستار خارج شدن آن از دستور کار کمیسیون شد.کمیسیون مصرانه به کار خود ادامه می داد البته اعضای این کمیسیون هم که به خوبی معروف شده بودند دم به دقیقه با خبرگزاری های مختلف در رابطه با این طرح مصاحبه می کردند
روزها ،هفته ها و ماه ها سپری شد بیانیه ی دوم مرکز پژوهش ها در رد این طرح بی نتیجه بود و بالاخره طرح در تاریخ 23/02/88 با انجام تغییرات و کارشناسی های متعدد در کمیسیون مربوطه تصویب و به هیئت رئیسه جهت بررسی در صحن علنی ارائه شد .
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1388 طرح به صحن علنی آمد و در همان ابتدا دکتر توکلی ،رییس مرکز پژوهش ها،( که عنادش با این طرح در دو گزارش مرکز تحت فرمانده ایش مشخص شده بود) با مطرح کردن مغایرت طرح با اصل 75 قانون اساسی و مخالفت دیگر نماینده ی تهران آقای مصباحی مقدم با این طرح خواستار خارج شدن آن از دستور کار مجلس شدند.
اگر چه آن روز در مجلس غیر از توکلی و مصباحی مقدم هیچ کس مخالف این طرح نبود اما تایید سخنان توکلی توسط دکتر لاریجانی مبنی بر مغایر قانون اساسی بودن به منزله ی آن بود که طرح برای رای آوردن نیاز به دو سوم آرا دارد و این آغاز چالش بود تذکرات و صحبت ها بدون نتیجه ادامه یافت .پیشنهاد مسکوت ماندن سه ماه ی طرح که توسط مصباحی مقدم مطرح شده بود رای نیاورد و بحث و جدل ادامه یافت تا این که دکتر کواکبیان نماینده سمنان پیشنهاد مسکوت ماندن یک ماهه ی طرح را دادند که رای آورد و طرح برای کار کارشناسی بیشتر به کمیسیون برگشت.
طرح که قرار بود یک ماه مسکوت بماند دوماه و بیست روز مسکوت ماند در این مدت هم بازار مصاحبه داغ بود و هر روز خبری از کمیسیون آموزش و تحقیقات بر روی خروجی سایت ها و خبر گزاری ها می رفت و متعاقب آن در روزنامه چاپ می شد.
در این مدت مرکز پژوهش ها هم کوتاه آمد و کار کارشناسی کمیسون را تایید کرد.
یکشنبه 18/5/88 طرح مجددا مطرح و با آرای قاطع نمایندگان تصویب شد.معلمان حق التدریس و آموزشیاران خوشحال و شاد به یکدیگر تبریک می گفتند.مصوبه ی مجلس درتاریخ 21/5/88 به شورای نگهبان فرستاده شد.
از این تاریخ به بعد نگاه ها از مجلس به سمت شورای نگهبان رفت اما دریغ از سر سوزنی خبر!
همه از انتظارخسته شده بودند و شادی روزهای نخست تصویب طرح از چهره هایشان رخت بربسته بود.
شایعه مغایرت طرح با قانون اساسی و رد شدن آن توسط شورای نگهبان دهان به دهان پیچید و به واقعیّت بدل شد.
11/06/88 شورای نگهبان تشکیل جلسه داد و طرح را مغایر با قانون اساسی تشخیص داد.
5/07/88 کمیسیون آموزش و تحقیقات ایرادات وارده بر طرح را با حضور نماینده شورای نگهبان برطرف کرد.
15/07/88 طرح اصلاح شده در صحن علنی مطرح و تصویب شد.
23/07/88 شورای نگهبان طرح را تایید کرد.
2/08/88 مجلس طرح را به دولت ابلاغ کرد.
و طرح تعیین تکلیف استخدام معلمین حق التدریس وآموزشیاران نهضت سواد آموزی در وزارت آموزش و پرورش پس از طی کردن فراز و نشیب های فراوان اکنون وارد آخرین مرحله یعنی مرحله ی اجراشده است.